تبليغاتX
Tanha . Hamishe

شنبه 1387/07/13

پارمیدا

ای همه ی وجود من نبود تو نبود من
نوشته شده توسط P O R I Y A در 10:3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/26

عشقولانه

مزرعه ی زردی گندم زار

مترسک می دانست تا او باشد

کلاغ ها از گرسنگی خواهند مرد

فردایش مترسک خود را کشته بود

او تازه کلاغ ها را فهمیده بود ... 

نوشته شده توسط P O R I Y A در 3:39 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/26

لاو یو

I feel so lucky
in this relationship with you
often i feel sad for peopel who can not
find some one to share themselves with
or who are not willing to work at
keeping their relationshipthriving
thank you for being so much to me
thank you for blending your emotion
with mine
i truthfully con not bear to live with out you
i love you deeply

نوشته شده توسط P O R I Y A در 3:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/26

یک نکته از دکتر شریعتی

بنام آفریننده زیبایی ها

از کوچکی یاد گرفته بودم گه هر وقت نام امام زمان میاد مثل وقتی که معلم مدرسه مان میاد توی کلاس به خودم بر پا بدم

حتی بعضی وقت ها توی تنهایی خودم و زمانی که به اون فکر می کردم....

....بعضی وقت ها توی تنهایی هم خودم رو ملزم به بر پا کردن میدونستم !

همیشه توی دلم از اون می ترسیدم ! ترسی مملو از احترام !

اون کیه که همه به نامش بلند می شند ؟

راستش همیشه هم برام سوال بزرگی بود ...

اون کیه که اینقدر عزیز هست ....

براش بزرگترین جشن تولد رو میگیریم ، با آوردن اسمش توی زنگ دینی و هر جای رسمی و غیر رسمی بر پا می دیم ، صلوات می فرستیم و ....

بعدها که جسورتر شدم یک روز از معلم دینی پرسیدم :

- امام زمان کیه

-گفت امام منتظر!

- گفتم منتظر چی ؟

- گفت منتظر ظهور !

- گفتم که بیاد چی کار کنه ؟

- گفت تا بیاد جهان رو از ظلم و نابرابری نجات بده !

.....با نارضایتی خودم رو به کناری می کشاندم و می گفتم این چه جور امام منتظری هست ! خدا سال منتظره تا دنیا غرق کثافت بشه بعد بیاد اون رو درست کنه....

خوب همین امروز بیا و کار رو برای خودت سخت تر نکن ....

تا دست روزگار من رو با یک نوشته آشنا کرد...

.....انتظار مذهب اعتراض

فلسفه امام منتظر و فلسفه منتظران صالح !

نوشته شده توسط P O R I Y A در 3:36 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/26

عاشقانه

 

 

تو مرا می فهمی من تورا می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است
تو مرا می خوانی من تورا ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
دگر حس شقایق را نداری
هوای قلب عاشق را نداری
واز چشمان خونسرد تو پیداست که شور عشق سابق را نداری
 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

به دریا شکوه بردم از شب دشت، وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت، به هر موجی که می گفتم غم خویش؛ سری میزد به سنگ و باز می گشت .!

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام.... من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام.... آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
در اندرون همه ما خزانه‌ای بیکران از عشق و شادمانی و نعمت هست که می‌تواند آنچه را که در آرزوی آنیم، برایمان فراهم کند

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
آره زندگیم همینه !دیگه چاره ای ندارم !صبح تا شب این شده کارم یا تو باشی و بخندم یا نباشی و ببارم

 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم وپارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم ، غرق شد

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

باغبان ز من آزرده مشو غنچه نچیدم ……پاره های جگر است اینکه به دامن دارم

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
قلب من به اندازه ي دست مشت کرده ام است….من در عجبم که تو با اين همه عظمتت چگونه در آن جاي گرفتي؟…چنان جاي گرفتني که تا ابد خيال رفتن نداري..

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
با تو دارد گفت و گو شوریده مستی…مستم و دانم که هستم من…ای همه هستی ز تو…آیا تو هم هستی...؟؟!

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خوش است اندوه تنهایی کشیدن اگر باشد امید باز دیدن

 

 

  -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی، مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانون هایمان یکدم رعایت می شدند اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشمهامان باصداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم، ای کاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند

 

نوشته شده توسط P O R I Y A در 3:34 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/26

تنها همیشه

 

 

 

     

 

نوشته شده توسط P O R I Y A در 3:33 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/06/20

کاش...

كاش وقتی زندگی فرصـت دهـد

گاهی از  پـروانه ها يـادي كنيم

كاش بخـشي از  زمان خويش را

وقف قسمـت کردن شـادی  كنيم

 

كاش وقتی آسمان بـاراني اسـت

از زلال چشـم هايش تـر  شويم

وقـت پاييز از هجـوم دست  باد

كاش مثل پـونه ها پر پر شـويم

 

كاش وقـتي چشـمهـايي ابريـند

بـه خود آييم و سپـس كاري كنيم

از نگـاه  زرد گلـدانـهاي مـان

كاش بـا رغبـت پرستـاري كنيم

 

كاش دلتـنگ شقـايـق ها شـويم

بـه نگـاه سـرخ شان عادت كنيم

كاش شـب وقتي كه  تنها مي شويم

بـا خـداي يـاس ها خـلوت كنيم

 

نوشته شده توسط mohammadreza در 12:3 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/06/20

عشق تازی

من افراد بسیاری را دوست داشته ام اما کمتر عاشق کسی بوده ام.

تا به حال هیچ کس به شیرینی تو نبوده.

من در طولانی ترین صف دنیا می ایستم و منتظر می مانم

فقط برای لذت بردن از لحظه ای با تو.

 

عشق همچون یک زنجیر طلایی است که

قلبهای ما را به یکدیگر متصل می کند ...

پس نگه دار عشق مرا برای همیشه.

or

پس مرا دوست بدار برای همیشه.

 

عزیزم، عشق من،

تو هرگز نمیتوانی ببینی

چقدر عاشقت هستم

و معنی تو برای من چیست.

 

تو قلب مرا بلافاصله ذوب میکنی

با لبخندت.

 

عشق ما شبیه یک حلقه ی الماس است،

این یک چیز گرانبهاست.

عشق ما به یکدیگر،

چیزی است که برای همیشه دوام خواهد داشت.

نوشته شده توسط mohammadreza در 11:42 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/19

تقدیم به ستاره

من اهنگ غریبه روزگارم غمی درانتهای سینه دارم تمام هستی من یک قلب پاک است که ان را زیر پایت می گذارم

نوشته شده توسط در 12:4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/19

تنها همیشه

خدايا تنها ترينم...هميشه تو فكر اينم٬نكنه تنها بميرم...

نوشته شده توسط در 11:10 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/19

به سوی ساحل عشق می روم

نوشته شده توسط در 11:9 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/19

love

نوشته شده توسط در 11:4 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/19

عشق

عشق را در چشمانم میخواندی

اما هیچگاه آن را نمی دیدی

تا آن هنگام ........... آن هنگام که

چشمانت را بستی و من برای اولین بار بوسیدمت

آری .......... آری

حالا دیگر بی اختیار میگریستی و

با نگاهت میگفتی که عشق را دیده ای.... عشق را دیده ای

نوشته شده توسط در 10:34 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/19

اعتبار عشق

تو این روزا ما آدما
گل نمی دیم به دست هم
از یادمون داره میره
دلتنگی های دم به دم

این روزا دیگه همه جا
صحبت بی وفاییه
ورد زبون آدما
تنهایی و جداییه


هرکی به فکر خودشه
همدلی معنا نداره
حتی دیگه بی بهونه
عشق میره تنهات می ذاره

یکی بیاد داد بزنه
که دوره دوره ي وفاست
دشمنی معنی نداره
دنیا پر از صلح و صفاست

من می مونم تا که نگن
عشق دیگه بی دووم شده
من می مونم تا که نگن
دوره ي عشق تموم شده

من می مونم تا که بگم
دوست داشتنم حقیقته
برای اعتبار عشق
همین خودش غنیمته
همین خودش غنیمته


یکی بیاد یکی بیاد
تا آخر عاشق بمونه
دلزده و خسته نشه
دل کسی رو نشکونه

من می مونم تا بدونم
عاشق و با وفا کیه؟
تا که دیگه کسی نگه
یک دل با صفا چیه؟

یکی بیاد یکی بیاد تا آخر عاشق بمونه
دلزده و خسته نشه دل کسی رو نشکونه

من می مونم تا بدونم عاشق و با وفا کیه؟؟
تا که دیگه کسی نگه یک دل با صفا چیه؟؟

یکی بیاد یکی بیاد تا آخر عاشق بمونه
دلزده و خسته نشه دل کسی رو نشکونه

من می مونم تا بدونم عاشقو با وفا کیه؟؟
تا که دیگه کسی نگه یک دل با صفا چیه؟؟

نوشته شده توسط در 10:31 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/06/19

تویی بال و پرم

نوشته شده توسط در 10:29 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •